حزب و نظام حزبي در گفتگوي تفصيلي ايوبي با فارس:

حزب و نظام حزبي در گفتگوي تفصيلي ايوبي با فارس:
معناي نظام حزبي قدرت گرفتن احزاب معاند نيست

خبرگزاري فارس: محقق حوزه احزاب سياسي با بيان اينكه مكانيزم‌هاي انتخاباتي در غرب به احزاب افراطي مجال به قدرت رسيدن نمي‌دهد گفت كه نظام حزبي به معناي قدرت گرفتن احزاب معاند نيست و نبايد اجازه داد به بهانه تحزب عده‌اي شكاف‌هاي قومي و قبيله‌اي را در كشور فعال كنند.

حجت الله ايوبي، استاد دانشگاه تهران و رئيس موسسه فرهنگي اكو در گفتگو با خبرگزاري فارس به بيان تاريخچه‌اي از شكل گيري و تكوين احزاب سياسي، نقش احزاب در انتخاباتها و نظام حزبي در ايران پرداخته است.
ايوبي به واسطه تاليفات و تحقيقات «به روز»اش در حوزه احزاب سياسي و تعهدي كه به مباني جمهوري اسلامي دارد يكي از مناسبترين افراد براي اظهار نظر در اين حوزه است. با اين حال صحبت در اين باره و نظام حزبي در ايران بحثي طولاني است كه اتفاقا موافقان و مخالفان قدرتمدي هم دارد.
خبرگزاري فارس سعي دارد ابعاد مختلف اين موضوع را با صاحبنظران دو طرف در ميان بگذارد تا در فضايي تئوريك اين مسئله مهم و خصوصا لزوم يا عدم لزوم بوجود آمدن نظام حزبي در ايران به بحث گذاشته شود.
گفتگوي حجت الله ايوبي، استاد دانشگاه تهران را با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاري فارس مي‌خوانيد:

* بايد تكليف خود را با سيستم حزبي معلوم كنيم

نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " با اشاره به تعاريف و برداشت‌هاي مختلف از مفهوم حزب در ايران گفت: اگرچه احزاب در كشور ما همواره جزء موضوعات روز بوده با اين حال هنوز ما درباره آن به نتيجه معيني نرسيده‌ايم.
ايوبي با بيان اينكه بايد تكليف خود را با احزاب روشن كنيم افزود: وقتي ما ادبيات موافقين و مخالفين احزاب در كشور را مرور مي‌كنيم، مي‌بينيم كه يك اختلاف مفهومي و برداشت درباره احزاب وجود دارد.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: برخي‌ مي‌گويند كه حزب هميشه در ايران و اسلام وجود داشته و اساسا شيعه هم يك حزب است. ضمن‌اينكه با وجود حكومت‌ها احزاب هم حضور داشته اند كه با اين حساب حزب يك بحث جديدي نيست و ريشه در اسلام و تاريخ ملت ايران دارد و طبعا پديده خوبي است. در مقابل هم عده ديگري مي‌گويند كه حزب يك پديده غربي و مافياي ثروت و قدرت است و به همين دليل با آن مخالفند.
وي افزود: ما وقتي حزب را در علم سياست تعريف مي‌كنيم مي‌گوييم حزب به آن معناي كهن و قديمي در تمام جوامع بوده و هر كجا كه حكومت بوده، حزب هم بوده است؛ از اين ديد حزب يعني گروهي كه هم عقيده هستند و اشتراكاتي با هم دارند و از يك انديشه و عقيده، مشي و مرام دفاع مي‌كنند كه به اين معنا حزب يك پديده عام،‌ جهان‌شمول و بسيار كهن و قديمي است.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: مثلا در قرآن 36 بار كلمه حزب به كار رفته و از حزب‌الله و حزب شيطان نام برده شده است يا وقتي ادبيات كشورهاي غربي را مرور مي‌كنيم مي‌بينيم كه در فرهنگ لغت‌ آنها اين كلمه وجود دارد كه اين تعريف مورد بحث ما نيست.

* حزب سياسي يك مفهوم جديد و محصول مدرنيته سياسي است

نويسنده كتاب "اكثريت چگونه حكومت مي‌كنند " افزود: حزبي كه در علم سياست مورد بحث است و روابط جديدي بين مردم و حكومت ايجاد كرده پديده‌اي است كه در جريان نوگرايي و مدرنيته سياسي در غرب متولد شده است. برخي‌ها مي‌گويند اولين حزب در سال 1832 در انگلستان شكل گرفته و برخي‌ها مي‌گويند قبل از آن در آمريكا بوده است.
ايوبي ادامه داد: بايد بگويم "حزب " همزاد دموكراسي و عمومي شدن حق راي در غرب است كه اين نشاندهنده آن است كه حزب و انتخابات دو روي يك سكه اند.
اين استاد دانشگاه درباره پيشينه احزاب سياسي گفت: به بيان "موريس دوورژه " زمانيكه انتخابات در غرب عموميت پيدا كرد و رقابتي شد ابتدا كساني كه در قدرت بودند و درون پارلمان‌ها حضور داشتند براي حفظ قدرت خود احزابي را به نام "احزاب خواص " بوجود آوردند. همزمان كساني كه در بيرون قدرت بودند اميد پيدا كردند كه مي‌توانند در جريان‌هاي رقابتي شركت داشته باشند و به اين شكل احزابي را بوجود آوردند كه "احزاب توده‌اي " و يا "احزاب عوام " نام گرفتند مثل احزاب كمونيست،‌ كارگر و ... .

* احزاب سياسي سخنگويان شكاف‌هاي ايجاد شده در اروپا بودند

ايوبي درباره علت پيدايش احزاب سياسي ادامه داد: احزاب سياسي پاسخي به يك ضرورت تاريخي بودند يعني زمانيكه انتخابات عموميت پيدا كرد سازمان‌ها و تشكيلاتي بايد بوجود مي‌آمدند تا اين رقابت و روابط دولت و مردم را ساماندهي كنند.
نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " افزود: يك ضرورت تاريخي و جامعه‌شناختي نيز وجود داشت و آن شكاف‌هايي بود كه در درون جامعه آن روز اروپا وجود داشت. جامعه در اروپا بعد از انقلاب صنعتي در انگليس چند پاره و چندتكه شد و به اين واسطه شكاف‌هاي متعددي بوجود آمد و طبقات موجود و شكاف‌هاي جامعه براي بيان خواسته‌هايشان و ساماندهي سياسي‌شان احزاب سياسي را به وجود آوردند تا به سخنگويان اين شكاف‌ها تبديل شوند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: نكته ديگري كه اهميت داشت اين بود كه به واسطه شرايط بوجود آمده حفظ و نگهداري قدرت ديگر دائمي نبود چراكه اگر نمايندگان مجلس مي‌خواستند در قدرت باقي بمانند مجبور بودند آراء‌ مردم را نگه دارند و نظرات آنها را جلب كنند و براي اين كار آنها نيازمند احزاب سياسي بودند.

* احزاب سياسي پاسخي به بحران مشروعيت و مشاركت بودند

ايوبي ادامه داد: در جاي ديگر لاپالوم بارا و واينر مي‌گويند كه احزاب سياسي در جريان مدرنيته، پاسخي به بحران مشروعيت هستند. يعني تا وقتي كه در نظام سياسي افرادي حاكم بودند و نيازي به مردم نداشتند، مشروعيت خود را ابدي و ازلي مي‌دانستند و نيازي به احزاب نداشتند اما زماني كه انتخابات عموميت پيدا كرد اينها احساس كردند براي ماندن در قدرت مجبور هستند به سراغ آراء مردم بروند كه از اين طريق نيازمند احزاب سياسي شدند. به اين دليل مي‌گويند احزاب سياسي پاسخي به بحران مشروعيت در نظام سياسي بودند.
وي افزود: لاپالوم بارا و واينر مي‌گويند احزاب سياسي پاسخي به بحران مشاركت نيز هستند. يعني وقتي كه انتخابات عموميت پيدا كرد، سيل عظيمي از مردمي كه قبلا به عرصه سياست كاري نداشتند و درآمد كمي داشتند و به خاطر اين شرايط اقتصادي امكان ورود به عرصه سياست را نداشتند وارد عرصه شدند.
ايوبي در توضيح اين مطلب افزود: در اروپا تا قرن 19 مرداني حق راي داشتند و مي‌توانستند كارت الكترال دريافت كنند كه درآمدشان به يك حد معيني مي‌رسيد. آنها بايد گواهي مالياتي ارائه مي‌كردند كه به آن نظام سانسيتر مي‌گويند. با برچيده شدن نظام سانسيتر ‌سيل عظيمي از مردم وارد عرصه شدند و بحراني به نام بحران مشاركت بوجود آمد. پس احزاب سياسي پاسخي به بحران مشاركت هم بودند. البته بحران مشاركت نه به اين معنا كه مردم در عرصه‌هاي سياسي مشاركت نكنند، بلكه به اين معنا كه گروه‌هايي زيادي قصد مشاركت داشتند و لازم بود كه سازماندهي شوند.

* احزاب سوپاپ‌هاي اطمينان نظامهاي سياسي شدند

نويسنده كتاب "اكثريت چگونه حكومت مي‌كنند " ادامه داد: نظام‌هاي سياسي در آن زمان احساس مي‌كردند كه بدون احزاب دچار بحران مشروعيت مي‌شوند و به اين دليل قدرت‌ها احزاب سياسي را تحمل و آنها را در غرب ترويج كردند. به عنوان مثال اگر احزاب كمونيستي را بررسي كنيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه احزاب كمونيستي يك سري احزاب برانداز بودند و اصلا نظام سياسي حاكم را قبول نداشتند اما قدرت‌ها همين احزاب افراطي را تحمل كردند و به تدريج و آرام آرام اين احزاب برانداز در انتخابات‌ها به شهرداري و مجلس راه پيدا كردند و به صورت تدريجي از احزاب برانداز به احزاب دولتي تبديل شدند.
وي افزود: امروز محققان معتقدند همين فعاليت‌هاي قانوني احزاب سياسي باعث شد كه يك جريان بسيار قدرتمند برانداز به جريان حامي دولت تبديل شود و به عبارتي ديگر سوپاپ اطميناني براي نظامهاي سياسي شدند. يعني وجود اين احزاب سياسي باعث شد كه اين فعاليت‌ها زيرزميني نشود و روي زمين و به صورت كنترل شده باشد. حزبي كه مي‌خواست در اروپا انقلاب كند، نمايندگانش شهردار شده‌ بودند آرام آرام احساس كردند كه نيازي به براندازي نيست چراكه آنها به اين نتيجه رسيدند از درون همين حكومت هم مي‌توانند به برخي از خواسته‌هاي خود برسند و لذا انديشه براندازي آرام آرام كنار گذاشته شد.

*يارانه احزاب به دليل فساد شديد آنها براي تامين هزينه هاي خود بوجود آمد

نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " در ادامه درباره سير تحول احزاب در غرب گفت: همراه تحولات جامعه غربي، احزاب سياسي نيز متحول شد. يكي از مهترين تحولات اين بود كه بعد از مدتي مثلا دهه هشتاد مسئله هزينه‌هاي مالي احزاب مطرح و به قدري جدي و بحراني شد كه احزاب سياسي با حق عضويت قادر به ادامه زندگي سياسي نبودند چون احزاب سياسي در ابتدا با حق عضويت خود را اداره مي‌كردند.
ايوبي افزود: اين مسئله باعث شد كه در دهه هشتاد با پديده فساد مالي احزاب مواجه شديم؛ فساد مالي كه در آن زمان در اروپا بيداد مي‌كرد و احزاب سياسي با فاكتورهاي جعلي، اختلاس و غيره به دنبال رسيدن به پول بودند.
اين استاد دانشگاه تهران ادامه داد: در اينجا مرحله جديدي در زندگي سياسي احزاب بوجود آمد و يارانه‌هاي احزاب سياسي در كشورهاي مختلف راه‌اندازي شد. پرداخت يارانه‌ به احزاب سياسي در ابتدا با مخالفين زيادي مواجه شد اما نهايتا توجيه اين بود كه همانگونه كه دولت‌ها بايد براي سلامت محيط زيست سرمايه‌گذاري مي‌كنند براي سلامت نظام دموكراسي و محيط سياسي هم بايد سرمايه‌گذاري كنند.
وي افزود: به اين شكل نظام‌هاي مختلف پرداخت يارانه‌ شكل گرفت و الان هم در همه كشورهاي اروپايي، احزاب سياسي بر اساس مكانيزمي مبلغي براي زندگي سياسي خود مي‌گيرند. يعني دولت پول مي‌دهد تا اين احزاب سرپا بماند. نحوه پرداخت هم قوانين متعددي دارد و سخت‌گيرانه است.

*احزاب سياسي در اروپا در دهه هشتاد تبديل به "دلال " شدند

ايوبي درباره نتايج اين برهه نيز گفت: البته نتيجه اين اتفاق اين شد تا رابطه احزاب با جامعه مدني كاهش بيابد؛ اعضا اهميت پيشين خود را از دست دادند، عضوگيري در احزاب معناي سابقش را از دست دادچراكه براي احزاب حق عضويت فايده‌اي نداشت چون پولي كه مي‌گرفتند قابل قياس با حق عضويت نبود. حق عضويت به تدريج سمبليك شد و احزاب سياسي احساس كردند كه براي ماندن در قدرت نيازي به عضو ندارند بلكه نيازمند راي هستند و راي براي آنها مهم است.
نويسنده كتاب "اكثريت چگونه حكومت مي‌كنند " افزود: اينجا بود كه مرحله جديدي در زندگي احزاب آغاز شد و كاركرد آن تغيير كرد. احزابي كه اتو كرچ هايمر اسمش را احزاب parties) cach-all) يا به قول برخي‌ها احزاب فراگير گذاشته بودند. يعني احزابي كه سعي كردند پايگاه اجتماعي گذشته را وسعت دهند. مثلا تا قبل از دهه هشتاد حزب سوسياليست مي‌گفت كه حزب كارگري است اما بعد از مدتي معلوم شد كه آنها راي نياز دارند. اين شد كه گفتند چه دليلي دارد كه فقط براي كارگران برنامه بدهيم چراكه آنها به راي كشاورزان و پولداران هم نياز دارشتند لذا احزاب به طور تدريجي فرا طبقاتي شدند و سعي كردند كه راي دهندگان بيشتري را براي خودشان دست و پا كنند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: از اين دوره يعني دهه هشتاد احزابي كه درون جامعه مدني و سخنگوي آن بودند و بعنوان واسط بين دولت و جامعه مدني عمل مي‌كردند به تدريج تبديل به "دلال " شدند. يعني اينكه احزاب سياسي چون خودشان از دولت پول مي‌گرفتند و مي‌خواستند در قدرت بمانند، سعي مي‌كردند گروه‌هاي مختلف اجتماعي را هم با دولت نزديك كنند و به همين خاطر سخنگويي جامعه مدني را آرام آرام از دست دادند.

*امروز شاهد "احزاب كارتلي " در عرصه سياسي اروپا هستيم

نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " در ادامه به برهه ديگري از سير تحول احزاب اشاره كرد و گفت: از دهه 90 به بعد براي اولين بار دو نويسنده انگليسي به نام "كاتز و ماير " مقاله‌اي نوشتند كه اين مقاله تقريبا مورد اجماع است. آنها معتقدند به دلايل مختلفي از جمله پرداخت يارانه‌ها، احزاب كلا از جامعه مدني جدا و تبديل به بخشي از دولت شده‌اند.
وي درپاسخ به سئوالي درباره اينكه آيا اين معنايش مرگ احزاب سياسي است گفت: معناي اين مسئله مرگ احزاب سياسي نيست بلكه معنايش اين است كه احزاب سياسي با تحولات جامعه تحول پيدا كردند كه يكي از دلايل اين امر مسئله هزينه‌ها است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: احزاب سياسي امروز احساس مي‌كنند كه تنها راه ادامه زندگي‌شان ماندن در قدرت است. "كاتز " و "ماير " اسم اين احزاب جديد را "احزاب كارتلي " گذاشتند و معتقدند آنها در اين مرحله مانند شركت‌هاي تجاري واقتصادي عمل مي‌كنند بطوريكه رقابت‌‌ها را بين خودشان كاهش داده، كوچك‌ها را حذف مي‌كنند و در هيئت چند شركت بزرگ، "كارتل " تشكيل مي‌دهند و منافع و منابع را بين خود تقسيم مي‌كنند.
ايوبي ادامه داد: احزاب سياسي به اين نتيجه رسيدند كه در غرب تعدادي از كرسي‌ها را احزاب دست راستي، تعدادي دست چپي، تعدادي كمونيست‌ها و... مي‌گيرند و به تعدادي اين كرسي‌ها از دولت پول مي‌گيرند پس مي‌توانند به زندگي‌شان ادامه دهند. پس وقتي همه به سهمي مي‌رسند بهتر است كه رقابت‌ها را بين خودشان كاهش دهند تا همه بتوانند از اين خان دولتي بهره‌مند شوند.
وي افزود: نتيجه اينكه "كارتلي " شدن احزاب سياسي يعني اينكه ساختار احزاب سياسي در غرب با 10 سال پيش كاملا تفاوت كرده و عوض شده است بشكلي كه در گذشته سازمان حزب در بيرون روي پارلمان و نماينده‌ها تاثير فراواني داشت اما امروز برعكس شده است و نماينده‌ها و صاحبان مناصب هستند كه تشكيلات و احزاب را كنترل مي‌كنند چراكه آنها پول براي حزب مي‌دهند. اينكه در گذشته رهبر حزب همه كاره بود ديگر از بين رفته است. در گذشته افتخار احزاب اين بود كه اعضايشان بيشتر شود اما امروز افتخارشان اين است كه كرسي‌ها و تعداد آراءشان زياد باشد و به اين شكل ما شاهد يك تحول ساختاري هستيم.

*صحنه سياسي در غرب تقريبا اجماعي شده است

نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " ادامه داد: امروز برنامه احزاب متفاوت شده است.احزاب سياسي قبلا به دنبال اصلاحات اساسي بودند اما الان دنبال بهبود وضعيت هستند و اصلاحات اساسي نمي‌خواهند. احزاب دسته چپي امروز محافظه‌كارتر شده‌‌اند براي اينكه حفظ قدرت به نفع‌شان است و دليلي ندارد بازي را به هم بريزند و به اين شكل ديگر مفهوم اصلاحات بنيادين واساسي از بين مي‌رود.
استاد علوم سياسي دانشگاه در ادامه در پاسخ به اين سئوال كه در اين ساختار تكليف مردم چه مي‌شود گفت: احزاب سياسي ديگر برخواسته از شكاف‌هاي اجتماعي نيستند. پس در يك چنين اوضاع و احوالي مردم به چه چيز راي مي‌دهند جون برنامه‌ها ديگر مثل هم شده است. مردم ديگر در اين اوضاع به حزب كارگري و چپي راي نمي‌دهند. مردم به تيم‌هاي مختلف راي مي‌دهند.
وي افزود: مردم مي‌گويند اگر به اين گروه راي بدهيم اين تيم سر كار مي‌آيد يعني يك سري سياستمداران حرفه‌اي، كه رهبران تيم‌هاي مختلف حزب هستند. يكي از دلايل بروز اين اتفاقات اين است كه شكاف‌هاي موجود در غرب كم رنگ شده است. يعني صحنه سياست ديگر آن صحنه پرتضاد گذشته نيست و سياست تقريبا يك صحنه اجماعي دارد.
ايوبي ادامه داد: كارگران امروز بورژواها را نه دشمن بلكه همكار خود مي‌دانند و براي آنها احترام قائل هستند. اينگونه نيست كه بگويند دسترنج كارگران براي بوروژواها است چراكه امروز دسترنجش به خودش برمي‌گردد، زندگي‌اش تامين شده، تحصيلات فرزندش تامين شده، مشكل بيماري‌ ندارد و... در چنين شرايطي اين شكاف‌ها كمتر شده است.
وي گفت: مسائلي كه اختلاف‌برانگيز بود امروز ديگر اجماعي شده است. مسئله اتحاديه اروپا يك بحران در اروپا بود اما الان تقريبا همه با اتحاديه اروپا هماهنگ هستند و در نتيجه احزاب سياسي با اين راه خودشان را تطبيق مي‌دهند. من اين را نقطه ضعف احزاب نمي‌دانم بلكه تطبيق احزاب سياسي با وضعيت موجود مي‌دانم.

* در 30سال گذشته جايگزيني به جاي احزاب در كشور نداشته ايم

ايوبي درادامه اين گفتگو افزود: كاركرد احزاب در جامعه ثبات و پايداري سياسي است و آنها كارگردان‌هاي عرصه سياسي هستند. احزاب در حقيقت نقش معرفي افراد و تيم‌هاي كارآمد براي اداره كشور و بيان خواسته‌هاي مردم و تجميع خواسته‌هاي آنها را بعهده دارند. امروز احزاب جزئي از دولت‌اند اما رقابت‌هاي محدود بين احزاب از بين نرفته است.
اين استاد دانشگاه در ادامه درباره نحوه استفاده از اين تجربه غرب براي كشورهاي ديگر نيز گفت: اينكه هر اتفاقي كه در غرب افتاد بايد در كشورهاي ديگر هم رخ بدهد، حرف درست نيست. بايد توجه داشته باشيم كه تجربه غربي‌ها در مديريت و نوسازي "جهان شمول " نيست. با اين حال ما بايد به تجاربي كه براي ما قابل استفاده است توجه كنيم. يعني برخورد ما با تمدن‌ها بايد گزينشي و آگاهانه باشد.
وي با اشاره به پيوند انتخابات با احزاب گفت: تجربه دنيا نشان داده كه انتخابات بدون احزاب سياسي كار دشواري است چراكه اين دو با هم پيوند دارند. ما وقتي در نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌پذيريم كه تمام پست‌ها را به رقابت بگذاريم و هر سال يك انتخابات برگزار مي‌كنيم پس بايد ببينيم كه چه كساني بايد افكار عمومي را سامان دهند و نيرو تربيت كنند. يكي از اين گزينه‌ها احزاب است و ما در 30 سال گذشته جايگزيني به غير از احزاب سياسي براي اين كار نداشتيم.
ايوبي در پاسخ به اين سئوال كه گروههاي مرجع در كشور چقدر مي‌توانند اين خلا را پر كنند گفت: ما دو بحث داريم يكي بحث سازماندهي احزاب سياسي و ديگري بحث گروه‌هاي مرجع است. مسجد و روحاني يك گروه مرجع است و در آن ترديد نيست. مسجد و روحاني به عنوان گروه مرجع كاربرد خاص خودشان را دارند و غرب از اين گروه بي بهره است.
رييس موسسه فرهنگي اكو ادامه داد: سوال من اين است كه آيا ما مي‌توانيم مسجد را جاي يك گروه سياسي قرار دهيم و يك روحاني كه بايد بعنوان پدر يك محله باشد كار يك حزب سياسي را انجام دهد؟ اينكه كسي بيايد نظري بدهد و ديگران از آن استفاده كنند، يك بحث است اما اينكه يكي به صحنه بيايد و براي يك شخص در انتخابات تبليغ كند، بحث ديگري است. اين يعني اينكه ما مسجد را به محل يك حزب تبديل كنيم كه معلوم نيست مورد قبول همه باشد. به اين دليل است كه جامعه روحانيت مبارز و آيت‌الله مهدوي كني هميشه ابا دارد كه جامعه روحانيت يك حزب باشد چرا كه روحانيت پدر جامعه است.

*گروههاي ديگر نمي‌توانند كار احزاب را انجام دهند

نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " افزود: پس اينها نمي‌توانند كار همديگر را انجام دهند چراكه حزب گروهي است كه رسما به صحنه مي‌آيد و مي‌گويد كه براي رسيدن به قدرت تلاش مي‌كند. ما هميشه وقتي بحث احزاب سياسي مي‌كنيم فقط آن را محدود به قضيه انتخابات مي دانيم درصورتيكه آيا وقتي كه 4 نفر عضو شوراي شهر مي‌شوند نياز ندارند كه يك حلقه فكري آنها را ساپورت و حمايت كند؟ حتما نياز دارد و اين كار دوم احزاب سياسي است.
نويسنده كتاب "اكثريت چگونه حكومت مي‌كنند " گفت: ما به كاركرد احزاب بصورت مستمر نگاه نمي‌كنيم چون احزاب سياسي در طول زمان‌هاي مختلف خدمات مختلفي دارند مثلا آيا واقعا نماينده مجلس وقتي وارد مجلس شد، از يك پشتوانه فكري در بيرون از مجلس برخوردار است يا كساني كه نمايندگان را به قدرت رسانده‌اند ارتباط‌ شان بعدا با آنها چگونه خواهد بود. با وجود حزب نماينده با آن ارتباط ارگانيك خواهد داشت.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران ادامه داد: حزب مي‌گويد كه نماينده را به قدرت رسانده و براي آن هزينه كرده است تا انديشه خود را در مجلس تقويت كند و مردم هم به خاطر اين انديشه‌ به آنها راي داده اند. مثلا مردم به اصولگرايان يا اصلاح طلبان بخاطر تفكرشان راي مي دهند و اگر اين نماينده برخلاف تفكر حزب عمل كند آيا اين پيمان‌شكني با مردم نيست. يكي از كارهاي حزب نظارت و كنترل اين نماينده است.

*زد و بند علاوه بر احزاب در جاهاي ديگر هم وجود دارد

نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " در ادامه درباره اين انتقاد كه احزاب به محلي براي زد و بند تبديل مي‌شوند گفت: ما با ترس اينكه احزاب سياسي ممكن است زد و بند كنند نمي‌توانيم احزاب سياسي را زير سوال ببريم. احتمال زد و بند در تشكيلات و سازمان‌ها و شركت هاي دولتي و خصوصي وجو دارد. يعني به خاطر اين احتمالات خفيف نمي‌شود ثمرات آن را ناديده بگيريم.
وي افزود: با اين حال مي‌توان مثل تمام دنيا زد و بندها در احزاب را كاهش داد. احزاب سياسي در يك مقطعي واقعا مركز زد وبندهاي اقتصادي شدند اما امروز اينگونه نيست. مثلا براي انتخابات، احزاب سياسي شماره حساب دارند و دائما كنترل مي‌شوند و متخلفين را مجازات مي‌كنند. اينها را بايد به عنوان راهكار مطرح كرد.
ايوبي در ادامه با بيان اينكه احزاب زاييده غرب جديد هستند ولي مي‌توان آنها را در كشور بكار گرفت گفت: ما قبل از انقلاب پست رياست جمهوري، مجلس، قوه قضائيه و تفكيك قوا نداشتيم و اينها همه برگرفته از تجربه اجماعي جهان است. اما اين تجربه‌هايي كه وارد شدند عين همان‌ها نيست و بر اساس ضرورت‌هاي جامعه بومي سازي شده است.

*معناي نظام حزبي قدرت گرفتن احزاب معاند نيست

افزود: اساسا اگر حزبي خودش را بومي‌سازي نكند محكوم به شكست است. وقتي حزبي در غرب تشكيل مي‌شود هيچ گروه مرجعي ندارد و نمي‌خواهد مثلا با روحانيت و كليسا ارتباط داشته باشد چراكه اين واقعيت‌ها ديگر وجود ندارند اما حزبي كه در ايران تشكيل مي‌شود نمي‌تواند ارزش‌هاي قالب و نهادهاي مرجع را در جامعه را ناديده بگيرد.
ايوبي گفت: در همين فرانسه هيچ وقت نمي‌گذارند حزب اسلامي سر كار بيايد يعني وقتي ما از حزب سخن مي‌گوييم، به اين معنا نيست كه همه گروه‌هاي مخالف و معاند حزب تشكيل دهند بلكه بايد اين اتفاق درچارچوب خطوط قرمز و نظام اسلامي بيافتد. ضمن اينكه احزاب مخالف با معاند هم تفاوت دارد.
استاد علوم سياسي دانشگاه در ادامه افزود: ما بايد تكليف خود را "حزب " معلوم كنيم. خواستن يا نخواستن حزب سياسي در ايران با بحث و يا حتي راه‌اندازي خانه احزاب هم درست نمي‌شود. با ثبت 500 حزب هم مشكل حل نمي‌شود. يعني ما مي‌توانيم در ايران 10 هزار حزب به ثبت برسانيم ولي حزب سياسي و نظام حزبي نداشته باشيم همانطوريكه امروز ما نظام حزبي نداريم.

*هيچ نظامي در دنيا بدون خط قرمز نيست

وي افزود: وقتي در كشور حزب وجود دارد كه نظام سياسي ما آن را به رسميت بشناسد، در تقسيم‌هاي گروهي و پارلماني حزب در نظر گرفته شود و در نظام انتخاباتي و معرفي كانديداها حزب ديده شود. وقتي ما حزب را به رسميت بشناسيم معنايش اين است كه درون نظام سياسي براي آن جاي پا در نظر بگيريم.
ايوبي ادامه داد: وقتي شما گروه‌هاي پارلماني تشكيل مي‌دهيد آن وقت احزاب هم به عنوان اعضا در آن سهم خواهد داشت. پس نماينده مجلس هم بايد بگويد من از حزب فلان هستم. يعني اگر ما حزب مي‌خواهيم بايد جايگاه آن را در دولت، مجلس و در انتخابات تعريف كنيم و حضور حزب در همه جا حس شود.
وي گفت: درباره مسئله بودجه هم همين طور است يعني اگر ما حزب مي‌خواهيم بايد در بودجه كشور هم رديف آن را در نظر بگيريم. نظام انتخاباتي را هم بايد متناسب با نظام حزبي طراحي كنيم و بگوييم كه در اين نظام انتخاباتي احزاب چه نقشي دارند. ما اين كارها را نكرديم چون تكليف ‌ما با حزب سياسي روشن نيست و نگراني‌هايي در مورد احزاب سياسي داريم كه مانع از اين مي‌شود كه بتوانيم تحزب را در كشور نهادينه كنيم.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه درباره خطوط قرمز نظامهاي سياسي و رابطه آن با احزاب سياسي گفت: هيچ نظامي بدون خط قرمز نيست. در نظام‌هاي اروپاي غربي هم همينطور است. هيچ نظامي در دنيا سيستمي را طراحي نمي‌كند كه مقابل خودش قرار گيرد.

*بهترين مدل براي ايران نظام دو حزبي است

ايوبي ادامه داد: البته در تعريف خط قرمز، نحوه فعاليت،‌ مانور احزاب و گروه‌هاي مختلف، ميزان تسامح سياسي بحث‌هاي ديگري وجود دارد كه بحث الان ما نيست اما بايد بگوييم كه نظام اسلامي نمي‌تواند اجازه دهد كه احزاب و گروهها از خط قرمزش عبور كند. يعني فرضا ما نمي‌توانيم به حزب كمونيست اجازه فعاليت بدهيم.
وي با مثالي از سيستم انتخابات در انگلستان تصريح كرد: مثلا در كشور انگلستان دو حزب بزرگ و يك حزب كوچك وجود دارد. آيا در اين كشور افرادي نيستند كه كل نظام يا سيستم پادشاهي آن را قبول نداشته باشند؟ حتما هستند ولي اينها هيچ شانسي براي تشكيل حزب ندارند. حزب هم اگر تشكيل بدهند، نظام انتخاباتي‌شان به گونه‌اي است كه آنها از بين مي‌روند.
نويسنده كتاب "پيدايي و پايايي احزاب سياسي " تصريح كرد: نظام انتخاباتي "يك مرحله‌اي " در اين كشور به گونه‌اي تنظيم شده كه اين دسته از گروه‌ها قدرت تشكيل حزب را ندارند. البته مردم هم عاقل هستند و اينها را حساب مي‌كنند.
حالا از آنطرف به قضيه نگاه كنيم و آن اينكه فرضا اينها برانداز باشند اما زماني كه مي‌بينند نمي‌توانند به خواسته‌هايشان برسند به حداقل درخواست‌هاي خود اكتفا مي‌كنند و به سمت حزبي كه بيشترين خواسته‌ آنها را برآورده مي‌كند گرايش پيدا مي‌كنند.
استاد علوم سياسي دانشگاه در ادامه درباره مدل پيشنهادي خود براي ايران گفت: من با وجود احزاب متعدد در ايران مخالفم و معتقدم كه بهترين نظام حزبي براي ايران نظام دوحزبي است.

*نبايد اجازه داد به بهانه تحزب عده‌اي شكاف‌هاي قومي و قبيله‌اي را فعال كنند

ايوبي ادامه داد: در هيچ كجاي دنيا به بهانه تحزب براي كشورشان مشكل درست نمي‌كنند. يك نظام دو حزبي با يكي دو حزب كوچك كه نقش بالانسور و موازنه را برقرار مي‌كنند، مي‌تواند نظام مطلوبي براي كشور ما باشد.
استاد دانشگاه تهران افزود: معتقدم نبايد اجازه دهيم برخي‌ها سوار بر موج قومي و قبيله‌اي شوند و اين شكاف‌ها را در جامعه فعال كنند. نظام حزبي بايد نظامي باشد كه امنيت اجتماعي را به وجود بياورد. توسعه پايدار را به ارمغان بياورد. نه اينكه به بهانه دموكراسي و تحزب اجازه دهيم بلوا در كشور بوجود بيايد.
وي گفت: بنده طرفدار اين نيستم كه به بهانه تحزب دموكراسي امنيت اجتماعي را به هم بريزند در مورد اينها بايد نشست و فكر كرد.

* مكانيزم‌هاي انتخاباتي در غرب به احزاب افراطي مجال به قدرت رسيدن نمي‌دهد

ايوبي در ادامه درباره فعاليت احزاب مخالف در غرب گفت: البته از طرف ديگر ما بايد بررسي كنيم كه چرا در نظام‌هاي اروپايي و غربي يك عده معدودي سال‌هاي سال است كه حكومت مي‌كنند. من معتقدم دموكراسي در غرب بسيار هدايت‌شده و كنترل شده است دليلش هم اين است كه شما امروز در كشوري مثل فرانسه كه يك حزب دست راستي افراطي كه گاهي تا 20درصد راي دارد، حتي يك كرسي هم در مجلس ندارد.
نويسنده كتاب "اكثريت چگونه حكومت مي‌كنند " افزود: يعني آنها مكانيزم‌هاي انتخاباتي را به گونه‌اي دست‌كاري مي‌كنند كه گروه‌هاي افراطي مجال رسيدن به سمت‌هاي بالا را پيدا نمي‌كنند. من مي‌خواهم بگويم دموكراسي غرب يك دموكراسي وحشي و بي‌در و پيكر نيست بلكه يك دموكراسي كاملا هدايت شده است.
استاد علوم سياسي دانشگاه افزود: طبعا نظام اسلامي هم كه رسالتي براي خود قائل است و بر پايه ارزش‌هاي واقعي است، نبايد اجازه بدهد كه احزاب سياسي از خطوط قرمز عبور كند.
انتهاي پيام/ي

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید