dr_ayyoubi

مصاحبه ها

جهان > اروپا - وحیدرضا نعیمی:
کارشناسان مسائل فرانسه متفق‌القول هستند که یکی از عوامل شکست نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور این کشور در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر، مشکلات اقتصادی بود. اما آیا فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور جدید می‌تواند مشکلات فرانسه را حل کند؟

دکتر حجت‌الله ایوبی، استاد دانشگاه تهران معتقد است که مردم فرانسه از اولاند انتظار معجزه ندارند. به اعتقاد وی، چنانچه رئیس‌جمهور جدید نتواند در انتخابات مجلس ملی که اواخر خرداد برگزار می‌شود، پیروز شود، پیشبرد سیاست‌های وی عملاً ناممکن می‌شود. نظرات دکتر ایوبی درباره جنبه‌های مختلف روی کار آمدن سوسیالیست‌های فرانسه را در پی می‌خوانیم.


 

  •  

    چه عواملی سبب شد که سارکوزی نخستین رئیس‌جمهور فرانسه در 2 دهه گذشته باشد که فقط یک دوره در الیزه سکونت کرده است؟



در کل جمهوری پنجم فرانسه، یعنی از سال1958 تا امروز تنها 3رئیس‌جمهور بودند که یک دوره بیشتر در الیزه نبودند. ژرژ پمپیدو در دور اول از دنیا رفت. دومی ژیسکاردستن بود که نتوانست برای دور دوم رأی آورد و سومین نفر البته سارکوزی است.

سارکوزی رئیس‌جمهوری کاملا متفاوت از دیگر روسای جمهور جمهوری پنجم بود و با دیگر رهبران گلیست مانند دو ویلپن و شیراک تفاوت زیادی داشت چراکه شیراک، محبوب‌ترین رئیس‌جمهور سال‌های اخیر فرانسه بود. ازطرف دیگر، بحران جهانی اقتصادی دامنگیر فرانسه نیز شد و به هر دلیل سارکوزی از عهده تحقق بخشیدن به بسیاری از وعده‌هایی که در سال2007 پرشور داده بود، برنیامد. در عرصه داخلی، توجه ویژه سارکوزی به سرمایه‌داران و صاحبان ثروت و شرکت‌های خصوصی باعث شد که وی را رئیس‌جمهور ثروتمندان بنامند و لایه‌های پایین اجتماع از وی ناامید شوند و انگیزه نیرومندی برای ایجاد وحدت در برابر وی پیدا کنند.

مشکل دیگرسارکوزی این بود که جناح راست در انتخابات اخیر، جناح کاملاً متفرقی بود که در جمهوری پنجم بی‌نظیر بود زیرا در هیچ دورانی از سال1978 که حزب میانی دست راست توسط ژیسکاردستن تأسیس شد، راست میانه از جناح چپ حمایت نکرده بود و همیشه در دور دوم از جناح راست حمایت می‌کرد.

در این دوره، برای نخستین بار در یک اتفاق تاریخی رهبر این حزب یعنی فرانسوا بیرو از سارکوزی حمایت نکرد. از آن طرف هم جناح راست افراطی به رهبری مارین لوپن با آرای 18درصدی برخلاف انتظار سارکوزی به سرعت اعلام کرد که به وی رأی نخواهد داد. بنابراین ما در این انتخابات جناح چپی داشتیم که صددرصد متحد بود و عزم خود را جزم کرده بود که رهبر خود را به الیزه بفرستد. از آن طرف، جناح راست متفرقی داشتیم که هیچ انگیزه‌ای نداشت تا فردی را که مدعی رهبری این جناح بود، در الیزه نگه دارد. البته شکست سارکوزی شکست بسیار نزدیکی بود؛ یعنی با درصد اندکی اختلاف آرا، الیزه را از دست داد. به‌نظرم، مناظره هم بی‌تاثیر نبود. اولاند برنده مناظره بود زیرا سارکوزی از کوره در رفت. این مناظره جزو بی‌پروایانه‌ترین مناظره‌ها در جمهوری پنجم بود.

 

  • سیاست خارجی چقدر در رأی منفی مردم فرانسه به سارکوزی نقش داشت؟

     

به‌نظر من بسیار اثرگذار بود. یکی از دلایل اختلاف درون جناح راست، سیاست خارجی سارکوزی بود. وی از همان ابتدا مشی دنباله‌روی از آمریکا را در پیش گرفت. این در حالی است که فرانسوی‌ها به هیچ وجه حاضر به پیروی از آمریکا نیستند که این امر دلیل تاریخی دارد. در حافظه تاریخی مردم فرانسه، مسئله استقلال ملی به‌عنوان مهم‌ترین شعار خارجی مطرح می‌شود. استقلال ملی شعاری بود که دوگل می‌داد و این شعار، هم مورد علاقه جناح راست بود و هم جناح چپ. سیاست دنباله‌روانه وی از ایالات متحده آمریکا در رده‌های مختلف و از آن طرف شیفتگی وی نسبت به آلمان باعث شد که مردم فرانسه این رویه وی را نپذیرند. به‌نظر من، سیاست ایشان سیاستی غیرطبیعی بود. شاید برای برخی عجیب باشد که اولاند در انتخابات، خود را نامزد نرمال نامید اما مردم فرانسه این کلمه را پسندیدند زیرا آنان 5سال بود که رئیس‌جمهوری داشتند که نرمال نبود؛ یعنی از نظر نرم‌های فرانسوی، به هیچ کدام پایبند نبود، نه در سیاست‌های داخلی و نه در سیاست خارجی. در تاریخ جمهوری پنجم هیچ حزب حاکم جناح چپ یا راستی را سراغ نداریم که رسما دست نیاز به سوی راست افراطی دراز کند اما سارکوزی رسما از مارین لوپن درخواست کمک کرد و سعی کرد با شعارهایی که برای رأی‌دهندگان جذاب است، راست افراطی را جذب کند. از این رو، سارکوزی تابوی راست افراطی را در فرانسه شکست.

 

  • مهم‌ترین اقدام‌های اولیه اولاند چیست و آیا وی می‌تواند به وعده‌های خود مانند مالیات 75درصدی ثروتمندان جامه عمل بپوشاند؟

     

به‌نظرم، اولاند پا جای پای فرانسوا میتران خواهد گذاشت. در سال1981 که سوسیالیست‌ها به رهبری میتران به قدرت رسیدند، واقعا نمی‌دانستند چه‌کار کنند چون 23سال در قدرت نبودند و فقط شعار می‌دادند ولی ناگهان خود را در الیزه دیدند؛ بی‌تجربه بودند اما این بی‌تجربگی با شخصیت کاریزماتیک و پختگی میتران جبران شد. الان اولاند تجربه 14سال حکومت سوسیالیست‌ها را دارد و از آن طرف تجربه سوسیالیست‌های کشورهای اطراف را دارد. خود وی هم تحصیل‌کرده علوم سیاسی بوده و حقوق‌دان است. سال‌هاست اقتصاد سیاسی تدریس می‌کند. بنابراین فکر می‌کنم ایشان خط مشی معتدل و عاقلانه سوسیالیست‌ها را در پیش خواهد گرفت. به هر حال، رویکرد وی حمایت اجتماعی است. وی صریحا اعلام کرده که به اندیشه‌های سوسیالیستی وفادار است ؛ حتما مالیات ثروتمندان و عدالت اجتماعی را بیشتر خواهد کرد و وضعیت مهاجران را سر و سامان بهتری خواهد داد. فکر می‌کنم قولی را که برای اعطای حق رأی به مهاجران در حد انتخابات شهرداری‌ها داده است، عملی کند. شکافی که بین لایه‌های مختلف اجتماعی و بین مناطق مرکزی شهرها و حاشیه‌ شهرها ایجاد شده، با سیاست‌های تعدیل اجتماعی وی بهتر خواهد شد. اما خود فرانسوی‌ها هم از اولاند انتظار معجزه ندارند. از همین حالا اختلاف‌های وی با مرکل و اتحادیه اروپا شفاف شده و اتحادیه اروپا اعلام کرده است که فرانسه باید در همین مسیری که تعیین شده است، حرکت کند.

مرکل هم در سخنرانی تند خود گفت فرانسه نباید از سیاست معین‌شده تخطی کند. به هر حال اولاند مشکلات فراوانی در پیش دارد. در بحران اقتصادی جهان، فرانسه جزو بدترین کشورها نیست بلکه در زمره کشورهای متوسط قرار دارد و اولاند می‌تواند با سیاست‌های تعدیل اجتماعی، وضعیت بهتری برای بیکاران و فقرا ایجاد کند.

 

  • سیاست‌های اولاند را در قبال ایران و خاورمیانه چگونه ارزیابی می‌کنید؟



فکر می‌کنم اولاند به‌دلیل گرفتاری‌هایی که در داخل کشور دارد، یعنی وعده‌هایی که داده و بحران اقتصادی، هیچ انگیزه‌ای برای ماجراجویی در خارج از مرزها، آن هم در کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد و بنا بر آن دارد که سیاست‌هایش را تعدیل کند و تا آنجا که می‌تواند تنش‌های خارجی را کاهش دهد. با توجه به سیاست‌های تندروانه سارکوزی در قبال ایران، ما انتظار سیاست معقول‌تری از اولاند داریم. البته نباید انتظار داشت اولاند به خاطر جمهوری اسلامی ایران در برابر اتحادیه اروپا و آمریکا بایستد. الان وقت دیپلماسی فعال ایران در ابتدای حکومت اولاند است. دیپلمات‌های ایرانی باید تمام عوامل را فعال و مذاکره را آغاز کنند تا از همان ابتدای کار، به تعدیل سیاست‌های رئیس جمهور جدید فرانسه کمک کنند. اولاند اعلام کرده است که نیروهای فرانسوی را از افغانستان بیرون خواهد برد زیرا این امر به نوعی برای حیثیتی شده و این کار را حتما خواهد کرد. این هم دلیل دیگری است که اولاند نمی‌خواهد در زمین آمریکا بازی کند زیرا جنگ افغانستان و مسئله ایران، مسائلی است که آمریکا پدید آورده و کشورهای اروپایی را درگیر آن کرده است. یکی از دلایل ناکامی اتحادیه اروپا نیز همین است زیرا اتحادیه اروپا در زمین آمریکایی‌ها و برای آمریکایی‌ها بازی می‌کند. آمریکایی‌ها منافعی دارند اما اروپایی‌ها هیچ منفعتی ندارند؛ نه در جنگ افغانستان داشتند نه در جنگ عراق و نه در درگیری با جمهوری اسلامی ایران.

لینک خبر همشهری آنلاین

مهر: در شماره 59 همشهری دیپلماتیک ضمن گفتگو با سیدمهدی میرابوطالبی سفیر سابق جمهوری اسلامی در پاریس، در نوشتارهایی به قلم کارشناسانی چون محمدرضا دهشیری، حجت‌الله ایوبی، احمد نقیب‌زاده و ... به ابعاد مختلف انتخاب ریاست جمهوری فرانسه پرداخته شده است...همچنین در این شماره می‌توانید مصاحبه‌های اختصاصی همشهری دیپلماتیک با امیت یاردیم سفیر ترکیه و محمد الحصایری سفیر جمهوری تونس در تهران را بخوانید.

شماره جدید «همشهری دیپلماتیک» با موضوع انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، پرونده ویژه ««بلند پروازی‌های قطر» و پروندهای دیگر منتشر شد.

در شماره 59 همشهری دیپلماتیک ضمن گفتگو با سیدمهدی میرابوطالبی سفیر سابق جمهوری اسلامی در پاریس، در نوشتارهایی به قلم کارشناسانی چون محمدرضا دهشیری، حجت‌الله ایوبی، احمد نقیب‌زاده و ... به ابعاد مختلف انتخاب ریاست جمهوری فرانسه پرداخته شده است.

همچنین در این شماره می‌توانید مصاحبه‌های اختصاصی همشهری دیپلماتیک با امیت یاردیم سفیر ترکیه و محمد الحصایری سفیر جمهوری تونس در تهران را بخوانید.



در شماره 59 یادداشت‌ها و گفتگوهای متنوع با کارشناسان و صاحب‌نظرانی چون ابراهیم متقی، سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، حشمت‌الله فلاحت پیشه، سیدرسول موسوی، علی جنتی، جعفر حقپناه، علی بی‌نیاز، محمد صادق‌الحسینی، جواد کچوئیان، مهدی مصطفوی، آیت‌الله عباس کعبی، سیدباقر گلپایگانی، محمودرضا گلشن پژوه، سیدمحمد حسینی، محمدعلی مهتدی و... در قالب پرونده‌های «بلند پروازی‌های قطر»،«دیپلماسی دینی»،« ابعاد و پیامدهای تحریم» و سایر مباحث و تحولات حوزه دیپلماسی آورده شده است.

شماره 59 همشهری دیپلماتیک در 160 صفحه و با قیمت 2500 تومان از دکه‌های روزنامه فروشی قابل تهیه است.

لینک خبر شفاف

به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای رسانه، در ادامه سلسله جلسات رونمایی کتاب تحت عنوان زرین قلم، کتاب «سیاست‌گذاری فرهنگی در فرانسه: دولت و هنر» تألیف حجت الله ایوبی در فرهنگسرای رسانه رونمایی می‌شود.در این برنامه که با حضوراهالی قلم و اصحاب رسانه برگزار خواهد شد، حجت الاسلام سعیدرضا عاملی رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، کیومرث اشتریان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و نویسنده کتاب به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.در بخشی از این کتاب که با مقدمه ژان کلود کریر به تازگی وارد بازار نشر شده است، در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان دانشکده مطالعات جهان درباره دلیل موفقیت سینمای ایران در غرب آمده است: «وقتی که سینمای اروپا به تکرار رسیده بود سینمای ایران با سناریویی قوی و با سبکی نوظهور کرد و سینما را از تکراری بودن نجات داد.» کریر افزوده است: «سینمای ایران جهانی شد چون ریشه در جایی داشت. این سینما به همه جا سرکشید چون از جایی آمده بود ورنگ و بوی دیار خود را داشت.»حجت الله ایوبی که سال‌ها رایزن فرهنگی ایران در کشور فرانسه بوده و هم‌اکنون رئیس مؤسسه فرهنگی اکو است، این کتاب را برای انتشارات سمت به نگارش در آورده است.این برنامه روز دوشنبه 28 دی‌ماه ساعت 16 در فرهنگسرای رسانه واقع در میدان ولیعصر (عج)، ابتدای بلوار کشاورز ، جنب پایگاه انتقال خون، پلاک 28 برگزار می‌شود و حضور برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.انتهای پیام/ح

تروریسم زمانی شکل می‌گیرد که دولت‌ها و افرادی قصد داشته باشند با تحمیل اراده خود نظم عادلانه و مطلوب را بر هم بزنند.

دكتر حجت‌الله ایوبی، رئیس كمیته فرهنگی «كنفرانس بین‌المللی ائتلاف جهانی عیله تروریسم برای صلح عادلانه» با بیان این مطلب افزود: كارویژه اصلی تروریسم این است که در جامعه‌ای كه مردم باید در كنار یكدیگر با صلح و آرامش زندگی كنند، با استفاده از ابزارهای غیر قانونی و با ایجاد فضای ترور و وحشت نگذارد صلح عادلانه تحقق پیدا كند.

وی ادامه داد: به طور کلی صلح را نمی‌توان محدود به نبود جنگ تعریف كرد، چراكه در این صورت هرگونه صلح ناعادلانه را نیز باید صلح نامید، اما صلح عادلانه به معنی صلحی است كه مبتنی بر عدالت و تفاهم باشد و در آن عدل رعایت شود. به بیانی دیگر، ایجاد صلح پایدار و عادلانه به معنی ایجاد جامعه‌ای است كه در آن جنگ نباشد و هر فردی بتواند به حق خود در جامعه برسد.

رئیس مؤسسه فرهنگی اکو با اشاره به اینکه تروریسم فرهنگی پدیده‌ای نوظهور در دنیاست که سرمایه‌گذاری‌های زیادی بر روی آن صورت می‌گیرد، تصریح کرد: تروریسم فرهنگی به این معناست که دولتی با استفاده از ابزارهای مختلف قصد تحمیل یك فرهنگ بی‌اصالت را به دنیا داشته باشد. در واقع در تروریسم فرهنگی، دولت‌هایی که از نظر اقتصادی و نظامی قدرت برتر محسوب می‌شوند، قصد دارند همه فرهنگ‌ها را خرده‌فرهنگ تلقی کرده و همه فرهنگ‌ها را در مقابل یك فرهنگی كه اصالت ندارد، ذوب كنند.

ایوبی راهکار مقابله با تروریسم فرهنگی را تقویت حوزه‌های فرهنگی و هنری، ترویج فرهنگ‌مداری، تلاش برای توسعه فرهنگ و هنر ملی و معرفی آن در خارج از کشور عنوان کرد.

روابط‌عمومی کنفرانس

رايزن فرهنگي اسبق ايران در فرانسه گفت: مجموعه رفتارهاي ساركوزي به ويژه در حوزه ايران و مسائل هسته اي آن، پيروي بي چون و چرا از آمريكا و عملكرد ضعيف و غيرمبتكرانه در قبال اتحاديه اروپا مورد قبول فرانسوي ها نبود.


به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله العظمي خامنه اي، ايوبي با اشاره به تلاش هاي ارزشمند ژنرال دوگل براي حفظ استقلال فرانسه در برابر آمريكا و انگليس و ادامه سياست هاي استقلال طلبانه وي توسط شيراك، گفت: با پايان دوران ژاك شيراك و آغاز دوران ساركوزي، رئيس جمهور فرانسه تلاش زيادي براي رفع چالش ها و بحران هاي به وجود آمده ميان آمريكا و فرانسه كرد و به صراحت از رفع تنش تاريخي رابطه بين آمريكا و فرانسه حمايت كرد.


رايزن فرهنگي اسبق ايران در فرانسه با اشاره به عدم همراهي شيراك با سياست هاي آمريكا از جمله اتخاذ موضع مخالف در جريان جنگ دوم خليج فارس، اظهار داشت: ساركوزي در همان ابتداي دوران حكومت خودش كوشيد اين رابطه را بهبود بخشد و بر خلاف سنت فرانسوي ها، پيرو بي چون و چرا از آمريكايي ها را مش سياست خارجي خودش قرار دهد به همين دليل بود كه ساركوزي در همان ابتداي كارش «توني بلر آمريكا» لقب گرفت و اين موضوع براي فرانسوي ها خوشايند نبود. ايوبي با بيان سياست هاي رفتاري ساركوزي در قبال ايران هسته اي نيز گفت: ساركوزي حتي سعي كرد از آمريكايي ها هم جلوتر برود؛ به ويژه درخصوص ايران و مسائل هسته اي ما و برخي موارد ديگر. رفتار ساركوزي و به ويژه پيروي بي چون و چراي او از آمريكا و از آن طرف هم رفتار و عملكرد ضعيف و غيرمبتكرانه در قبال اتحاديه اروپا به هيچ وجه مورد قبول فرانسوي ها نبود.


وي در مورد علل و چرايي شكست ساركوزي در انتخابات اخير فرانسه نيز افزود: شكست ساركوزي در انتخابات اخير را نبايد تك عاملي دانست، بلكه اين اتفاق به مجموعه اي از عوامل مانند عوامل اقتصادي نيز برمي گردد. البته كارنامه آقاي ساركوزي در عرصه اقتصادي آنچنان هم بد نيست. فرانسه در جريان بحران اقتصاد جهاني جزو كشورهايي بوده كه تا حدي به سلامت از آن عبور كرده و مثل آلمان، يونان، ايتاليا يا اسپانيا نشده است. لذا چه بسا شكست آقاي ساركوزي به رفتارهايي برمي گردد كه با منش و سنن و خوي فرانسوي ها در تضاد بود.

منبع:سایت خبر کیهان

«من براى شما يك مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل كه رئيس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگليس وابسته‌ى به آمريكاست؛ نوع ارتباطات انگليس و آمريكا، اتحاديه‌ى اروپا را از استقلال مى‌اندازد. دوگل نگذاشت كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمريكا. اين مربوط به آن روز فرانسه است. اين آقائى كه امروز در فرانسه سر كار است، حرفهاى آمريكا را رله ميكند؛ همان حرفهائى را كه آنها ميخواهند، آنچه كه در دل آنهاست، تكرار ميكند؛ شده تابع محض! خب، اين ضعف است. كار اروپا به اينجا رسيده است.» این جمله‌ها بخشی از سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعه‌ی ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ پیرامون استقلال رأی و عمل فرانسه در مناسبات بین‌المللی و منطقه‌ای است. گفتار زیر از دكتر حجت‌الله ایوبی، رایزن فرهنگی اسبق ایران در فرانسه این موضوع را بررسی كرده است:

 



http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif ژنرال دوگل كیست؟
ژنرال دوگل از شخصیت‌های تاریخی و از قهرمانان ملی فرانسه بوده است. او علاوه بر نقشی كه در آزادی فرانسه پس از اشغال در جنگ جهانی دوم داشت، پایه‌گذار جمهوری پنجم فرانسه نیز به شمار می‌آید. بنابراین حكومت امروز فرانسه كه از سال ۱۹۵۸ تاكنون در صحنه‌ی بین‌المللی حیات دارد، ساخته و پرداخته‌ی ژنرال دوگل است.

دوگل یك شخصیت سیاسی و كاریزماتیك هم بود و می‌توان گفت روح دوگل بر جمهوری پنجم حاكم است. علاوه بر این، نظام سیاسی كه دوگل بنا نهاد، یك نظام سیاسی تمركزگرا بود كه در آن رئیس‌جمهور به عنوان شخص اول كشور، اختیارات بسیار فراوانی داشت؛ اختیاراتی كه قابل مقایسه با هیچ نظامی در اروپا و در غرب نیست.

 

دوگل وقتی حكومت فرانسه را به دست گرفت، شعار اصلی خود در سیاست خارجی را «استقلال ملی و شكوه فرانسه» قرار داد. او بسیار كوشید تا در دوران ده‌ساله‌ی حكومتش به این شعار پایبند باشد. پس از او نیز جریان‌هایی كه به نام دوگل ظهور كردند، تلاش كردند تا از این سنت پاسداری كنند. دوگل برای حفظ استقلال فرانسه پس از جنگ جهانی دوم -فرانسه‌ای كه در بحران اقتصادی ناشی از جنگ، با پول‌های آمریكایی‌ها (طرح مارشال) در حال بازسازی بود- سعی كرد عزت نفس خود و كشورش را در مقابل آمریكا حفظ كند. او در طول جنگ سرد روابط بسیار خوبی با اتحاد جماهیر شوروی برقرار كرد كه این موجب عصبانیت و ناراحتی آمریكایی‌ها شد. دوگل هم به مسكو رفت و هم رهبران شوروی را به حضور پذیرفت. او همچنین روابط بسیار خوبی با جهان اسلام و كشورهای عربی داشت و در خصوص رژیم اشغالگر قدس، سیاست‌هایی كاملاً مخالف با سیاست‌های آمریكا را اتخاذ و اعلام كرد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اختلاف با آمریكا و انگلیس
اوج اختلاف‌های سران آمریكا و ژنرال دوگل در دو مسأله‌ بروز و ظهور پیدا كرد. یكی از این دو مسأله‌ی اتحادیه‌ی اروپا بود. دوگل طرفدار تشكیل اتحادیه‌ی اروپا بود، اما اروپایی كه در مقابل دولت‌های دیگر و از جمله آمریكا مستقل باشد. البته مقصود دوگل جنگ با آمریكا یا دولت‌های دیگر نبود، بلكه پافشاری او بر این بود كه اروپا باید روی پای خودش بایستد. بنابراین دوگل از معماران اتحادیه‌ی اروپا با تكیه بر مفهوم اروپای مستقل بود. او تأكید داشت كه اروپای مستقل باید خودش امنیتش را تأمین كند.

سیاست دفاعی اروپا نقطه‌ی آغاز اختلاف بین دوگل و به‌ویژه انگلیسی‌ها بود. انگلیسی‌ها و برخی كشورهای دیگر معتقد بودند كه آمریكایی‌ها باید بیایند و در جریان پیمان ناتو امنیت اروپا را در برابر بلوك شرق حفظ كنند. در حالی كه دوگل معتقد بود اروپا برای حفظ امنیتش نیازی به آمریكا ندارد. دوگل سیاست فراآتلانتیكی آمریكایی‌ها را قبول نداشت. بنابراین هزینه‌اش را هم پذیرفت و این اختلاف‌ها شدت گرفت. تا آن‌جا كه در اقدامی كم‌سابقه و در عین حال پرافتخار برای فرانسوی‌ها، دوگل نیروهای فرانسه را از پیمان نظامی و دفاعی ناتو خارج كرد.

اختلاف دوم دوگل با آمریكایی‌ها در مسأله‌ی دستیابی فرانسه به سلاح اتمی و فناوری هسته‌ای بود. در آن دوران آمریكا، چین و روسیه به فناوری هسته‌ای رسیده بودند و آن را در اختیار انگلستان هم گذارده بودند، اما نمی‌خواستند فرانسه به این مهم دست یابد. دوگل صریحاً اعلام كرد كه برای جلوگیری از حمله‌ی دشمنان به فرانسه و به عنوان یك قدرت بازدارنده، توان دستیابی به این فناوری و نیز سلاح هسته‌ای را دارد. وی با زحمات و زیركی فراوان، برخی از متخصصانش را به آمریكا فرستاد و اطلاعاتش را جمع كرد و بدون كمك آمریكایی‌ها و به رغم مخالفت‌های بسیار فراوان آنان و برخی كشورهای اروپایی، سرانجام به فناوری هسته‌ای دست پیدا كرد و بمب اتم را آزمایش كرد. این اتفاق به یك چالش جدید بین آمریكا و فرانسه دامن زد و می‌توان گفت كه دوگل تقریباً در حالت تحریم قرار گرفت.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif سنتی كه هم راست به آن پایبند بود و هم چپ
با همه‌ی این تفاسیر، دوگل روز آزمایش بمب اتمی در فرانسه را جشن ملی اعلام كرد و در ملاقاتی كه با رهبران آمریكا داشت، به رئیس‌جمهور آمریكا گفت: ما بدون كمك شما به این سلاح رسیدیم. رئیس‌جمهور آمریكا هم به دوگل گفت: ما طبق قانونی كه كنگره تصویب كرده، نمی‌توانیم این فناوری را به كشورهای دیگر بدهیم و قانون دست و پای ما را بسته بود. دوگل در جواب او گفت: من قانون اساسی این كشور (فرانسه) را عوض كردم و جمهوری جدیدی بنا كردم، شما نمی‌توانستید این قانون را عوض كنید؟!

این سنت اگرچه یك سنت دست راستی در فرانسه است، اما رؤسای جمهور فرانسه پس از دوگل نیز سعی كردند در راه او گام بردارند. جناح راست فرانسه، اندیشه‌ی استقلال در برابر آمریكا را به عنوان اصل اساسی سیاست خارجی‌ خود می‌دانست. حتی جناح چپ هم به همین باور و اعتقاد در فرانسه رسید. در دوران چهارده ساله‌ی آقای میتران و نیز در دوران دو سه ساله‌ی دولت آقای لیونل ژوسپن سوسیالیست نیز همین سیاست تكرار شد. بنابراین مسأله‌ی استقلال ملی و شكوه فرانسه و ایستادن در برابر آمریكا و عدم تبعیت از آمریكا به یك سنت فرانسوی تبدیل شد.

وقتی در سال ۱۹۹۵ نوبت به شیراك ‌رسید، از هر نظر سعی كرد پا جای پای ژنرال دوگل بگذارد. شیراك خود را وارث دوگل می‌خواند. او سعی كرد در مواجهه با مسأله‌ی رژیم صهیونیستی موضع عادلانه‌ای داشته باشد و در موارد مختلفی با آنها مخالفت كرد. شیراك با جهان عرب و جمهوری اسلامی هم ارتباطات خوبی داشت. حتی در مسائل هسته‌ای ایران نیز شیراك رفتار عاقلانه‌تری نسبت به بقیه داشت.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gifسنت‌شكنی ساركوزی
اما وقتی كه شیراك ‌رفت و پدیده‌ای به نام ساركوزی به حكومت ‌رسید، تمام این سنت فرانسوی را كه ریشه در تاریخ فرانسه دارد -و حتی به پیش از دوگل نیز برمی‌گردد- زیر پا گذاشت. دوران پایان ژاك شیراك دوران تنش و بحران آمریكا و فرانسه بود، زیرا شیراك در جریان جنگ دوم خلیج فارس موضع مخالفت گرفت و نیرویی اعزام نكرد. این اتفاق به بحرانی در روابط فرانسه و آمریكا انجامید. حتی چند شركت‌ آمریكایی برخی كالاهای فرانسوی را كه در آمریكا طرفدار داشت، تحریم كردند. در چنین شرایطی آقای ساركوزی به حكومت ‌رسید و همان ابتدا اعلام كرد كه با آمدن من ورق برخواهد گشت. ساركوزی به قول خودش كوشید كه تنش تاریخی رابطه‌ی بین آمریكا و فرانسه را از بین ببرد. او نه‌تنها این رابطه را بهبود بخشید، بلكه بر خلاف سنت فرانسوی‌ها، پیروی بی‌چون و چرا از آمریكایی‌ها را مشی سیاست خارجی خودش قرار داد. به دلیل همین شیوه بود كه ساركوزی در همان ابتدای كارش «تونی‌بلر آمریكا» لقب گرفت و این در حالی بود كه این لقب برای مردم فرانسه چندان خوشایند نیست.

ساركوزی حتی سعی ‌كرد از آمریكایی‌ها هم جلوتر برود؛ به‌ویژه در خصوص ایران و مسائل هسته‌ای ما و برخی موارد دیگر. رفتار ساركوزی و به‌ویژه پیروی بی‌چون و چرای او از آمریكا و از آن طرف هم رفتار و عملكرد ضعیف و غیر مبتكرانه در قبال اتحادیه‌ی اروپا به هیچ وجه مورد قبول فرانسوی‌ها نبود.

شكست ساركوزی در انتخابات اخیر را نباید تك‌عاملی دانست، بلكه این اتفاق به مجموعه‌ای از عوامل مانند عوامل اقتصادی نیز برمی‌گردد. البته كارنامه‌ی آقای ساركوزی در عرصه‌ی اقتصادی آنچنان هم بد نیست. فرانسه در جریان بحران اقتصاد جهانی جزء كشورهایی بوده كه تا حدی به‌سلامت از آن عبور كرده و مثل آلمان، یونان، ایتالیا یا اسپانیا نشده است. لذا چه‌بسا شكست آقای ساركوزی به رفتارهایی برمی‌گردد كه با منش و سنن و خوی فرانسوی‌ها در تضاد بود.

 

khamenei.ir/others-note?id=19759

 

 

آخرین ساعات جدال چپ با راست در فرانسه

 


دکتر حجت‌الله ایوبی، رایزن سابق فرهنگی ایران در فرانسه اعتقاد دارد که روی کارآمدن فرانسوا اولاند وضعیت مسلمانان و مهاجران را در فرانسه ارتقا می بخشد


 

دیپلماسی ایرانی: شمارش معکوس در فرانسه برای اعلام نتیجه انتخابات آغاز شده است. صندوق های رای هنوز برقرار است و این ساعات برای نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه سخت می گذرد. یا واپسین ساعات حضور در الیزه است و یا آغاز دور دوم با در دست داشتن آرای مردمی لازم. فرانسوا اولاند سوسیالیست ، به پیروزی در این رقابت بسیار امیدوار است. با اینهمه گاردین در تازه ترین نتیجه نظرسنجی انجام گرفته در فرانسه از پیشتازی نسبی سارکوزی بر اولاند خبر داد. فرانسه آبستن تغییراتی است که هیچ کس نمی داند وزنه منفعت آن به کدام سمت سنگینی خواهد کرد. دیپلماسی ایرانی با دکتر حجت‌الله ایوبی، رایزن سابق فرهنگی ایران در فرانسه، در خصوص تفاو‌ت‌ها در سیاست داخلی و خارجی سارکوزی و اولاند، گفتگویی داشت که در زیر می‌خوانید:


در ابتدا بحث لطفا جایگاه رئیس جمهور در سیستم حقوقی و قانونی فرانسه را تشریح کنید؟

انتخابات ریاست جمهوری همیشه در فرانسه از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، به دلیل آنکه رئیس جمهور تنها شخصیت ملی است که تمامی مردم به او رای می‌دهند، در حالیکه در دیگر انتخابات سناتورها و نمایندگان محل و منطقه هستند.

رئیس جمهور در فرانسه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و حتی برخی از آن به عنوان امپراطور فر انسه و بعضی دیگر به آن دیکتاتوری جمهوری لقب می‌دهند. چراکه رئیس جمهور عملا همه کاره فرانسه است. از سال 1958 و از زمانی که جمهوری پنجم توسط ژنرال دوگل تاسیس شد، روح دوگل و شخصت کاریزماتیک وی بر جمهوری پنجم همچنان حاکم است.

همچنین رئیس جمهور در عرصه داخلی حق انحلال مجلس را دارد و می‌تواند به انتخاب خودش نخست‌وزیر را انتخاب کند، وزرا توسط او تعیین می‌شوند،‌هیچ‌کدام نیز نیاز به رای اعتماد پارلمان ندارند، سیاست خارجی نیز اساسا به عنوان حیاط خلوت رئیس جمهور است. بنابراین فعال اصلی در عرصه‌های د اخلی و به ویژه در عرصه خارجی فرانسه رئیس جمهور این کشور است. رئیس جمهور تنها مقامی است که در مقابل هیچ فردی مسئول نیست و به هیچ‌وجه پارلمان نمی‌تواند از او سوال کند، بلکه تنها در مقابل مردم مسئول است و هر زمان که بخواهد می‌تواند نظرخواهی کرده و یا مجلس را منحل کند. در نتیجه شخصیتی که انتخاب می‌شود در عرصه داخلی و خارجی حرف آخر را می‌زند و نماد وحدت ملی در فرانسه است. بنابراین این انتخابات همچون انتخابات گذشته ریاست جمهوری در فرانسه بسیار حائز اهمیت است.


وداع سارکوزی با قدرت چه تبعاتی در سطح داخلی و خارجی برای فرانسوی ها به دنبال خواهد داشت؟


آقای سارکوزی رئیس جمهور خاص و متفاوت از دیگر روسای جمهوری پنجم است، هم درعرصه سیاست‌های داخلی و هم در عرصه سیاست‌های خارجی به ویژه در عرصه سیاست خارجی،چراکه از همان ابتدا با عنوان تونی بلر اروپا وارد عرصه شد که این امر مساله‌ای نیست که فرانسوی‌ها چندان به آن علاقه‌مند باشند. چراکه سنت فرانسوی از گذشته و نه از زمان جمهوری پنجم همیشه استقلال ملی و حتی تا اندازه‌ای ایستادن در مقابل سیاست‌های امریکا بود. آقای سارکوزی همیشه در تلاش بود تا تنش تاریخی رابطه با امریکا را از بین ببرد و روابط خود را با امریکا بهبود بخشد. از سوی دیگر می‌توان گفت دنباله‌رو بی‌چون و چرای امریکا بود. بنابراین با رفتن وی(اگر رای نیاورد) تحولی در سیاست خارجی و داخلی فرانسه رخ خواهد داد. چراکه آقای سارکوزی هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی بسیار متفاوت از چپی‌ها و راستی‌ها بود. یکی از تفاوت‌های او شیفتگی بسیار زیاد به آلمان و علاقه فراوان به امریکا بود که تمامی این مسایل سنت‌هایی هستند که فرانسوی‌ها چندان به آن عادت ندارند. بنابراین جابجایی از چند جهت می‌تواند برای کشورهای منطقه به ویژه جمهوری اسلامی ایران حائز اهمیت باشد.


بحث های فرهنگی خصوصا در مورد مهاجرین و مسلمانان یکی از بحث‌های مطرح شده در این انتخابات است. ارزیابی شما از طرح این مسئله چیست؟ و آیا انتخاب سارکوزی یا اولاند تفاوت جدی در وضعیت مهاجرین خصوصا مسلمانان در پی خواهد داشت؟

بله، بی‌اثر نخواهد بود. نتیجه این انتخابات نکات متفاوتی نسبت به سایر انتخابات‌ دارد. به این دلیل که در انتخابات اخیر اولین بار است که جناح‌های افراطی یعنی جناح‌های چپ و راست افراطی سی درصد آراء را از آن خود کردند، در صورتی‌که جناح‌های افراطی تقریبا به ویژه چپ افراطی کاملا به حاشیه رفته بود و آراء کمونیست‌ها به زیر دو درصد رسیده بود. در این انتخابات 11 درصد آراء‌ کمونیست‌ها و ژان لوک ملانشون بسیار معنا دار است. از سوی دیگر جناح‌ راست افراطی نیز بیشترین آراء را از آن خودش کرد.

مساله دیگر در خصوص مسلمانان و محصولات حلال مطرح شد که تا اندازه ای به جایگاه مارین لوپن و حزب جبهه ملی بازمی‌گردد. نیلکولا سارکوزی در این اواخر لقب رئیس جمهور ثروتمندان را گرفته بود و خوب می‌دانست که در میان طبقه‌های پایین اجتماع و کارگران جایگاهی ندارد و در آن حوزه نباید سرمایه‌گذاری کند. همچنین استراتژی سارکوزی از ابتدا این بود که سوار بر موج جناح راست افراطی شود و بتواند آراء آنها را جلب کند. به همین دلیل وی به دنبال شعارهای تند علیه مسلمانان رفت و حتی اعلام کرد که در شینگن تجدیدنظر خواهد کرد، ورود خارجی‌ها را محدود خواهد کرد و دغدغه‌های جناح راست افراطی را در خصوص اتحادیه اروپا و شینگن مطرح کرد.

بنابراین بخشی از سخنان سارکوزی جنبه تبلیغاتی دارد و حتی افرادی که در جناح نیکولا سارکوزی با او کار می‌کنند از جناح راست و یاران سابق ژاک شیراک،‌رییس جمهور فرانسه در سال‌های 1995 تا 2007 و دو دوره نخست وزیر اسبق این کشور، هستند اما با شعارهای سارکوزی موافق نیستند. بنابراین می توان بخشی از شعارهای سارکوزی را تبلیغاتی تلقی کرد. کاری که آقای سارکوزی در این انتخابات کرده، این است که تابوی همکاری با جناح راست افراطی را شکست. بدین معنا که در فرانسه هیچ حزبی جرات نمی‌کرد رسما اعلام کند که خواهان همکاری با جناح راست افراطی است. در حالیکه نیکولا سارکوزی در مناظره خود رسما اعلام کرده و از رای‌دهندگان مارین لوپن خواست که به او رای دهند. در نتیجه سارکوزی از همان ابتدا حتی در سال 2007 نیز سعی کرد در زمین جناح راست افراطی بازی کند و شعارهای او بسیار به این جناح نزدیک است. اگر سازکوزی بر سر کار بماند، نمی‌توان گفت که تمامی شعارها را عملی خواهد کرد، اما گرایش‌هایی به سمت جناح راست افراطی نشان خواهد داد.

از سوی دیگر سوسیالیست‌ها همیشه و از دوران فرانسوا میتران،‌نخستین رئیس جمهور سوسیالیست فرانسه، معروف به این  صفت هستند که در برخورد با خارجی‌ها با تسامح و تساهل بیشتری رفتار کرده و بامسلمانان نیز با تفاوت بیشتری  نسبت به دیگر جناح‌ها برخورد می‌کنند. در نتیجه انتظار این است که اگر اولاند بر سر کار بیاید برخورد با افراد خارجی و مسلمانان عاقلانه‌تر خواهد شد. درجریان مناظره نیز یکی از ایرادهایی که نیکولا سارکوزی به اولاند می‌گرفت این بود که او در مجلس به مساله ممنوعیت روسری رای نداده و از این موضوع به عنوان افتخاری برای خودش صحبت می‌کرد.


در صورت انتخاب آقای اولاند باید شاهد چه تغییراتی در عرصه سیاست خارجی به ویژه در برخورد  با ایران باشیم؟

به طور سنتی روابط جمهوری اسلامی ایران همیشه با جناح راست بهتر بوده است. به عنوان مثال روابط ایران با فرانسه در دوره ژیسکاردستن یکی از روسای جمهور فرانسه، و شیراک بسیار خوب بود، اما با جناح چپ و سوسیالیست‌ها به ویژه در زمان فرانسوا میتران به دلیل آنکه متحد صدام حسین در جنگ ایران و عراق بود، رابطه خوبی وجود نداشت. از سوی دیگر در جناح سوسیالیست‌ها معمولا مسائل حقوق‌بشر و گروه‌های مخالف ایران بیشتر مطرح بوده است. بدین معنا که سوسیالیست‌ها نگاه ایدئولوژیک‌تری نسبت به ایران داشته‌‌اند، در حالیکه نگاه جناح راست به ایران معمولا بر اساس منافع ملی فرانسه و بازار و اقتصاد و مذاکره بوده است.

اما روابط نیکولا سارکوزی در طول این سال‌ها با ایران به شکلی شده است که اگر هر فردی به غیر از او بر سر کار آید برای ایران بهتر خواهد بود، به دلیل آنکه فرانسه به سمت سیاست متعدل خود بازمی‌گردد و یا به عبارت دیگر سیاست‌ها فرانسوی‌تر خواهد شد. شاید بتوان گفت اعتدال و تعقل بیشتری به عرصه سیاست خارجی برمی‌گردد و برای ایران بهتر خواهد بود.

در توضیح باید گفت سوسیالیست‌های امروز در مقایسه همانند سوسیالیست‌های زمان میتران نیستند و به ویژه اولاند نسبت به رابطه با ایران بسیار محتاط است و اطرافیان وی کسانی هستند که تمایل به رابطه منطقی‌تری با ایران دارند. در نتیجه اگر اولاند به ریاست جمهوری فرانسه منصوب شود، برای روابط با ایران بهتر خواهد بود. اگر نیکولا سارکوزی هم بر سرکار باقی بماند، با توجه به اینکه در دور دوم ریاست خود خواهد بود، می‌توان گفت که بسیاری از ژست‌ها و سیاست‌هایش در عرصه خارجی تا اندازه ای تبلیغاتی و برای رسیدن به دور دوم بوده است، بنابراین در این دور انتظار رفتار متفاوت،‌متعدل‌تر و عاقلانه‌تری را از رئیس جمهور فرانسه داریم. ضمن آنکه سارکوزی در دور گذشته هم به این نتیجه رسید، همانطور که ژاک شیراک در ضرب‌المثلی می‌گفت که برخورد با ایران همچون راه رفتن بر روی تخم مرغ است، در نتیجه باید بسیار با احتیاط عمل کرد.


آیا این رویه در سیاست خارجی را می‌توان به کشورهای دیگر منطقه هم تسری داد؟


بله، البته سارکوزی تلاش‌هایی کرد که در نهایت نیز به ثمر ننشست و آن تلاش این بود که به غیر از ایران در خصوص کشورهای منطقه به دنبال هدفی بود که عقب‌ماندگی تاریخی امریکا در خاورمیانه و خلیج‌فارس جبران کند و در نتیجه وارد منطقه شد و با عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه ارتباطاتی در خصوص فروش اسلحه و پایگاه نظامی برقرار کرد. اما رویکرد او رویکردی ضد ایرانی بود، به عبارت دیگر نیکولا سارکوزی عملا در منطقه با کشوری مشکل نداشت و حتی تلاش بر این بود تا عقب‌افتادگی گذشته را جبران کند،اگرچه موفقیتی نداشت.در پایان باید اضافه کرد که نیکولا سارکوزی نیز به این نتیجه رسیده است که منطقه بدون ایران قابل بررسی نیست.

تهیه‌کننده: دیپلماسی ایرانی/14
يکشنبه 17 ارديبهشت 1391  15:53

 

/ وحیدرضا نعیمی/

گفتگو با حجت‌الله ایوبی/

فرانسه رئیس‌جمهور جدید خود را می‌شناسد.انتخابات این دوره چند ویژگی‌ داشت که آقای دکتر حجت‌الله ایوبی استاد دانشگاه تهران مهم‌ترین آن را روی آوردن مردم به جناح‌های افراطی می‌داند. نظریات وی را درباره انتخابات این دوره می‌خوانیم:

•موضوعات مهم و مورد بحث رقبا در انتخابات این دوره فرانسه چه بود؟

موضوع‌هایی که در این دوره از انتخابات مطرح شد، تفاوت آنچنانی با موضوع‌های انتخابات دوره‌های پیشین نداشت. مواضع چپ و راست فرق چندانی با هم نمی‌کرد، یعنی در عرصه سیاست فرانسه، چپ و راست تقریباً به اجماع نزدیک می‌شوند. اما چند موضوع اساسی وجود داشت که اکنون می‌توان شکاف چپ و راست را براساس آن تعریف کرد. یک مسئله مهاجرت و خارجی‌ها بود که ۲ نگاه متفاوت درباره آن وجود داشت. طرفداران راست افراطی اساساً با مهاجرت مخالف هستند و معتقدند که خارجی‌ها باید از این کشور بروند. بحث اصلی خانم مارین لوپن و حزب وی از سال‌ها پیش مهاجرت و امنیت بوده است.

آقای سارکوزی هم برای اینکه سوار موج جناح راست شود و بتواند آراء جناح راست افراطی را جذب کند، روی محدودیت مهاجرت و پیمان شنگن تأکید کرد. سارکوزی اعلام کرد درصورتی که در این انتخابات پیروز شود، درخصوص توافق شنگن تجدید نظر خواهد کرد و راه مهاجرین را به فرانسه خواهد بست. از همین جا هم مسئله مسلمانان مطرح شد. یکی از شعارهای سارکوزی مقابله با موضوع مارک حلال و مواجهه با مسلمانان، اسلام فرانسوی و مساجد بود. مسئله دیگر اقتصاد و مشکل بیکاری و تورم در این کشور بود. هر کدام از جناح‌های چپ و راست همان نسخه‌های سنتی خود را داشتند.ادامه….

 

•آیا می‌توان منتظر چرخش خاصی در سیاست خارجی فرانسه درصورت پیروزی اولاند بود؟

سیاست خارجی آنچنان حوزه مناقشه نامزدهای اصلی ۲ جناح نبود، اما جناح راست افراطی مخالف اتحادیه اروپا و پول واحد بود. با آمدن آقای اولاند حتماً شاهد چرخش در سیاست خارجی خواهیم بود، زیرا از سال ۱۹۵۸ که ژنرال دوگل روی کار آمد تا به امروز سنتی وجود داشت که حتی جناح چپ هم آن را رعایت می‌کرد و آن استقلال ملی و استقلال در برابر آمریکا بود که اصل مسلم سیاست خارجی این کشور شده بود. اما آقای سارکوزی این اصل را رعایت نکرد، زیرا در ۵ سال گذشته فرانسه دنباله ‌روی بی‌چون و چرای آمریکا شد و این امر با سنت فرانسوی‌ها جور در نمی‌آمد.

موضوع بعدی شیفتگی فراوان وی نسبت به آلمان بود. فکر می‌کنم هر دو امر تعدیل خواهد شد. به بیان دیگر، آقای اولاند فرانسه را به سمت سیاست سنتی و دیرینه خود خواهد برد، یعنی موضع فرانسوی، موضع متفاوت از دیگران و استقلال رأی در برابر آمریکایی‌ها و تعدیل روابط با خانم مرکل.

 

•چه عواملی باعث اقبال غیرمنتظره طیف راست افراطی در فرانسه شده‌است؟

حزبی که توسط ماری لوپن پدر خانم مارین لوپن تأسیس شد، چند دوره است که بین ۱۵ تا ۱۶درصد آرا را کسب می‌کند و در انتخابات سال ۲۰۰۲ هم حتی ماری لوپن به دور دوم راه پیدا کرد که اتفاق بسیار مهم و عجیبی بود. این دوره ۲‌پدیده مهم رخ داد که یکی پدیده خانم لوپن و دیگری جناح چپ افراطی کمونیست است که آرا آن به آقای ملانشون تعلق گرفت. اگر مجموع آرای آقای ملانشون و خانم لوپن را در نظر بگیریم، حدود ۳۰درصد آرای فرانسوی‌ها را دربرمی‌گیرد و این نخستین بار در تاریخ انتخابات فرانسه در جمهوری پنجم است که حدود ۳۰ درصد مردم به جناح‌های افراطی رأی می‌دهند.

درصورتی که در انتخابات دوره‌های سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۷، آرا جناح چپ افراطی به زیر ۲درصد رسیده بود. این نشان‌دهنده سرخوردگی و دلزدگی از ۲جناح اصلی یعنی سوسیالیست‌ها و جناح راست به رهبری آقای سارکوزی است. یک دلیل توفیق خانم لوپن این است که مردم احساس می‌کنند آمدن و رفتن سوسیالیست‌ها و گلیست‌ها تأثیر چندانی بر زندگی آنان ندارد.

به‌علاوه، فرانسوی‌ها از اتحادیه اروپا، پول واحد و شنگن ناامید شده‌اند. خانم لوپن هم از این موج استفاده کرد.

 

•آیا در دیگر کشورهای اروپایی که دولت‌های محافظه‌کار از قدرت کنار می‌روند، مشابه وضعیت فرانسه رخ می‌دهد و رشته روابط آنها با آمریکا سست می‌شود؟

نیروهای سیاسی موجود در اروپا جریان‌های تقریبا فرامرزی و دارای ارتباطات اروپایی هستند، یعنی مثلا حزب سوسیالیست در بروکسل اعلام راهپیمایی می‌کند و از تمام کشورهای اروپایی برای مشارکت می‌روند. به بیان دیگر، همگرایی بین جریان‌ها و جناح‌های اروپا در حال شکل‌گیری است.

فرانسوی‌ها حالا در ۲عرصه ادعای رهبری دارند. اول راست افراطی که همه جناح‌ها به جریان لوپن به چشم جناح رهبر می‌نگرند و از تحولات آن در سراسر اروپا تأثیر می‌گیرند. سوسیالیست‌های اروپایی هم به سوسیالیسم فرانسوی چشم دوخته‌اند. به‌نظر من، پیروزی آقای اولاند بار دیگر موج نارنجی یا قرمز(نماد مرسوم سوسیالیست‌ها و چپ‌ها) را در سراسر اروپا سرازیر خواهد کرد. در این صورت و با غلتیدن دیگر کشورها به چپ، این امر منجر به تجدید نظر در سیاست خارجی این کشورها خواهد شد.

 

گفت وگو با حجت الله ايوبي، رييس موسسه فرهنگي اكو در ايران و رييس شوراي سياستگذاري جشنواره نوروز

براي نخستين بار پس از سال ها جشنواره يي هنرمندان جهان را دعوت كرد تا به موضوعي بپردازند كه هر چند جهاني نيست، اما شهرتي كم از جهاني بودن ندارد: نوروز. سال هاست موسسات و نهادهاي دولتي و غيردولتي زيادي شايد دست كم دل شان خواسته باشد كه نوروز را موضوع نمايشگاه يا جشنواره يي بين المللي در منطقه اعلام كنند، كه هيچ گاه اين رويا به واقعيت تبديل نشد. حالاموسسه فرهنگي اكو در ايران كه اين روزها فعاليتش را در عرصه فرهنگ و هنر روز به روز گسترش داده و به صورت فرامنطقه يي عمل مي كند، پيشگام شده است. هدف را هم تبادل تجربه هاي هنري ميان هنرمندان معاصر با تاكيد بر زمينه هاي هويت فرهنگي در آثار هنرمندان معاصر جهان به ويژه 10 كشور عضو اكو، تعريف كرده است. چند روزي است داوري آثار دريافتي نخستين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي اكو را به سرانجام رسانده و مكان برگزاري نمايشگاه هم تغيير يافته است. تاجيكستان يكي از كشورهاي عضو اكو است كه قرار بود تالار فيلارمونيك شهر دوشنبه را در اختيار برگزاركنند گان براي برگزاري جشن جهاني نوروز و جشنواره هنرهاي تجسمي اكو قرار دهد، اما برگزاركنندگان تصميم گرفتند يا به عبارتي ترجيح دادند نخستين ميزبان شان مقر يونسكو در پاريس باشد. نخستين روز بهار 1391 گالري اصلي يونسكو را منتخب آثار عكس، پوستر و كاريكاتور هنرمنداني از 30 كشور دنيا دربر مي گيرد. آنچه در پي آمده گفت وگويي با حجت الله ايوبي، رييس موسسه فرهنگي اكو در ايران و رييس شوراي سياستگذاري اين جشنواره است. چرا موسسه فرهنگي اكو پيش قدم برگزاري جشن جهاني نوروز در سه شاخه از هنرهاي تصويري تجسمي شد؟ يكي از مهم ترين وظايف و آرزوهاي ما در موسسه فرهنگي اكو اين است كه بتوانيم مشتركات ميراث فرهنگي عضو اكو را زنده و احيا كنيم و به ساكنان منطقه يادآوري كنيم كه ما داراي مشتركات زيادي هستيم و بايد دست به دست هم اين ميراث فرهنگي مشترك را هم بشناسيم و هم به جهان معرفي كنيم. اين نگاه و نگرش در همه برنامه هايي كه در طول سال به مناسبت هاي مختلف در عرصه هاي مختلف انجام مي دهيم وجود دارد و يكي از مهم ترين ميراث هاي معنوي مشترك ما «نوروز» است و تقريبا با همه كشورهاي عضو اكو در «نوروز» به عنوان جشن ملي مشتركيم، به استثناي كشورهايي مانند پاكستان كه نوروز ندارند، اما جشن بهاري دارند كه همان نيز كاملابرگرفته از جشن نوروزي خودمان است. در يك جمله مي توان گفت «اكو» مساوي است با «نوروز»، البته «نوروز» اعم از «اكو» است. كشورهاي ديگري داريم كه در حوزه فرهنگ نوروز قرار دارند. ما براي تقويت و تاكيد بر اين نقطه مشترك براي اينكه بتوانيم نوروز را معرفي كنيم، امسال جشنواره يي را تدارك ديديم كه با موضوع نوروز كه منحصر به فرد است و تا به حال در اين باره كاري انجام نشده است. جشنواره در سه رشته مهم هنرهاي تجسمي شامل عكس، كاريكاتور و گرافيك با هيات داوران بسيار معتبر داخلي و خارجي با همه اصول يك جشنواره درخور و شايسته، فراخوان را براي سه رشته هنرمندان جهان اعلام كرد و هنرمندان آثارشان را با موضوع نوروز براي موسسه فرهنگي اكو در ايران ارسال كردند. فراخوان جشنواره در زمان محدودي اعلام شد. آيا همين محدوديت تاثيري در ميزان مشاركت هنرمندان داخلي و خارجي نداشت؟ با اينكه فرصت كم بود اما استقبال بسيار خوب و بيش از انتظار بود. ما بيش از چهار هزار اثر را از حدود 30 كشور جهان دريافت كرديم كه جوايز در خور و با استانداردهاي بين المللي براي اين مسابقه در نظر گرفته شد. 42 هزار دلار براي 30 نفر برگزيده: آثار داوري شد و حدود 180 اثر انتخاب شدند كه بسته بزرگ نمايشگاهي است كه از نوروز سال 91، همان طور كه پيش تر در رشته نقاشي و خوشنويسي نمايشگاه هايي داشتيم كه كشور به كشور نمايش داده شد، در كشورهاي مختلف خواهد چرخيد. آغاز كار تور نمايشگاهي به دليل اهميتش خوشبختانه از يونسكو خواهد بود. نگارخانه اصلي يونسكو در پاريس براي اين برنامه در نظر گرفته شده است كه از اول عيد نوروز نمايشگاه در پاريس برگزار مي شود. مراسم اهداي جوايز در نيمه نخست ارديبهشت ماه سال 1391 در محل موسسه فرهنگي اكو در تهران با ارائه آثار برنده در سه رشته عكس، پوستر و كاريكاتوردر گالري اختصاصي موسسه فرهنگي اكو همراه خواهد بود. كشورهاي آذربايجان، روسيه، قزاقستان و... ازجمله درخواست كنندگان ميزباني اين نمايشگاه پس از تاجيكستان هستند. اين مجموعه فاخر قابليت دارد در هر كجاي جهان نمايش داده شود. چهار كشور فارسي زبان كه فرهنگ و مشتركات شان زياد هم نيست، عضو اكو هستند و نوروز دارند: حالاچنين جشنواره يي مي تواند يك ظرفيت فرهنگي را فعال و ايجاد علقه كند؟ سهم ايران به عنوان برگزار كننده چيست؟ مي توان ظرفيت را كامل كرد يا محملي ساخت؟ ما در منطقه يي زندگي مي كنيم كه در تاريخ و پيشينه خانواده بزرگ فرهنگي هستيم. گذشته ما سرشار از همدلي است و هيچ سابقه درگيري، آن گونه كه در اروپا و جاهاي ديگر دنيا وجود داشته، نداريم. بنابراين اين گونه جشنواره ها و نمايشگاه ها مي تواند ما را به آن وحدت و يگانگي مورد نظر برساند. مشكلي كه در منطقه ما وجود دارد اين است كه عوامل وحدت آفريني ما مثل مفاخر فرهنگي مان - مولانا، شمس تبريزي، رودكي، فارابي، نظامي گنجوي و... - تبديل شده اند به عامل اختلاف ما، در صورتي كه اگر ما اين منطقه را يك خانواده تصور كنيم – كه اين تصور درستي هم هست – جايي نمي ماند كه بگوييم مولانا مال كيست، بلكه مولانا شاعر فارسي زبان است كه متعلق به اين خانواده بزرگ فرهنگي است و اين خانواده فرهنگي همان حوزه تمدني ايران بزرگ است. اساسا نوروز ظرفيت تصويري شدن دارد يا صرفا سنت هاي فرهنگي غير تصويري را دربر مي گيرد؟ يعني ما با يك فضاي ميراث معنوي طرفيم و اين مقوله آيا قابليت تصويري شدن، نمادسازي و نماد پردازي دارد؟ اگر دارد چرا نمي بينيم كه هيچ جا نوروز با تصوير شناخته شده باشد و ارجاع ما صرفا فرهنگي است. ظرفيت تصويري كه از گذشته به ما رسيده باشد، نداريم. نوروز به هر حال صرفا يك آيين نيست: از نظر بنده نوروز يك فرهنگ است و علاوه بر آن نماد يك تمدن بزرگ است. يعني ما در نوروز عناصر يك تمدن و فرهنگ را مي توانيم جويا شويم. من نوروز را بالاتر از يك جشن مي بينم، جشن هايي مثل آنچه در تحويل سال و ژانويه در كشورهاي اروپايي و فرهنگ غربي و... برگزار مي شود. اگر فرض كنيم نماد تصويري چيزي شبيه بابانوئل غربي ها با لباس خاص باشد و بخواهيم مقايسه كنيم با نمونه ايراني، عمو فيروز يا حاجي فيروز. در نمونه ايراني برعكس بابانوئل (كه نمي دانم ثبت يونسكويي شده يا نه) هميشه چيزي براي دادن وجود دارد، اما حاجي فيروز گدايي است كه آمده چيزي بگيرد! درواقع مي خواهم درباره چرايي اينكه ما نماد نوروزي نداريم كه مشترك بين فرهنگ ها – كشورهايي كه نوروز دارند- باشد بفرماييد! اين مساله به اين برمي گردد كه فرهنگ ما شفاهي است و توجه به كليات و سنت هاي زباني ضعيف است يا اساسا وجود ندارد؟ بايد بگويم ما ايراني ها بخشي از آيين هاي نوروز را از دست داده ايم. خيلي از عادات و فرهنگ ها كه در زمان كودكي ما بودند و حالاوجود ندارند را در آيين كشورهاي همسايه مي توانيم ببينيم. ما آيين هاي واقعي نوروز را در تاجيكستان بهتر مشاهده مي كنيم تا در كشور خودمان. درباره اينكه حاجي فيروز نماد نوروز است يا نه جاي بحث و بررسي دارد. در كشورهاي همسايه ما نوروز را با آيين هاي كهن پاسداري مي كنند. حاجي فيروز ندارند، اما در مقابل آن جشن هاي متعدد هست، بچه ها در خانه ها مي روند هديه مي دهند و مي گيرند. سال هاست در كشور ما آيين هاي بيروني نوروز كه حالت جشنواره يي و كارناوالي اند بي رنگ شده، در حالي كه ظرفيت تصويرسازي و نماد سازي بسياري در اين زمينه وجود دارد. در نوروز تنها سنتي كه مانده است – حالابه هر دليلي – ديد و بازديد نوروزي در خانواده ها و خانه بزرگ ترهاست. اگر عكس ها، پوسترها و كاريكاتورها را ببينيد خواهيد ديد موضوع نوروز چقدر ظرفيت بالاي نمادسازي تصويرسازي دارد. نوروز ما همزمان با نو شدن طبيعت است، يادآور رستاخيز است. ما خيلي تلاش كرديم كه نوروز را به ثبت يونسكو برسانيم. اما آيا اين ثبت شدن به نفع ماست؟ معني خوبي مي دهد؟ هر وقت قرار مي شود با مقوله يي به عنوان ميراث فرهنگي برخورد شود يعني دست نخورده بماند و هر چيز مرده يا ميراثي كه قرار نيست ادامه دار باشد در اين دسته جا مي گيرد. در يونسكو فقط ميراث كهن مرده را ثبت نمي كنند. خيلي از ميراث زنده و پويا و در حال اجرا را ثبت مي كنند. مثلاتعزيه، نت هاي موسيقي ايراني و...، معنايش اين نيست كه نت هاي موسيقي ايراني به تاريخ پيوستند. اينها ميراث معنوي مشترك بشرند. دليل ثبت آن هم اين است كه دنيا با اين مفاهيم آشنا شوند كه همه خانواده انساني تلاش كنند با هم اين ميراث معنوي را حفظ كنند كه دچار آسيب فراموشي نشوند. انتخاب يونسكو در فرانسه براي برگزاري نخستين نمايشگاه جشن جهاني نوروز چه ويژگي و چه تاثيري بر نگاه منطقه يي دارد؟ اين انتخاب ربطي به ثبت جهاني نوروز در يونسكو هم داشت؟ تلاشي كه براي برگزاري نمايشگاه در مقر يونسكو در پاريس شد بسيار ارزشمند بود. اتفاق جالب درباره نوروز اين بود كه چند كشور با هم موضوع نوروز را ثبت كردند. ما نيز به دو دليل يونسكو را براي برگزاري نمايشگاه انتخاب كرديم. پس از ثبت جهاني نوروز در يونسكو، هيچ كاري نكرده بوديم. اگر هم ثبت نشده بود، ما باز هم انتخاب مان براي برگزاري نمايشگاه در يونسكو بود، چراكه نمايش چنين كارهايي در يونسكو بسيار موثر است. از سوي ديگر يونسكو در دنيا موقعيتي دارد كه ديده مي شود. پاريس هم شهر فرهنگي و مورد توجه دنياست و اتفاقات هنري در اين شهر هم مورد توجه نخبگان جهان قرار مي گيرد. اما در فراخوان اعلام شد كه اين نمايشگاه در شهر دوشنبه تاجيكستان خواهد بود دليل تغيير برنامه را بفرماييد. با توجه به اينكه يونسكو داوطلب برگزاري نمايشگاه شد در نتيجه ترجيح داديم اين تور نمايشگاهي را از يونسكو فرانسه شروع كنيم. از طرفي با توجه به برنامه ريزي جشن جهاني نوروز در تاجيكستان و حجم زياد برنامه ها در تاجيكستان جشنواره هنرهاي تجسمي اكو در حاشيه ساير برنامه ها قرار مي گرفت، بنابراين دومين مكان برگزاري شهر دوشنبه خواهد بود تا فرصتي براي برگزاري كارگاه هاي آموزشي نيز داشته باشيم. امسال زمان اعلام فراخوان و مهلت دريافت آثار بسيار فشرده و كوتاه بود، هنرمندان طبيعتا نياز دارند در فرصت زماني مناسب در جريان موضوع قرار بگيرند. بله: ما امسال متاسفانه دير فراخوان را اعلام كرديم و به هنرمندان حق مي دهيم، اما از همين حالااعلام مي كنيم كه هنرمندان عزيز براي سال آينده گوش به زنگ باشند. قطعا زودتر فراخوان را اعلام مي كنيم كه آماده باشند و فرصت كافي براي حضور داشته باشند. موضوع نوروز براي دوره هاي بعدي جشنواره هم تكرار مي شود يا ممكن است موضوعي در راستاي همين موضوع نوروز قرار بگيرد يا سوژه ديگري براي دومين دوره جشنواره در نظر گرفته مي شود؟ براي سال آينده هرچند هنوز تصميم قطعي نگرفته ايم اما به احتمال فراوان موضوع را يكي از اركان اصلي زندگي در كشورهاي عضو اكو يعني «خانواده» اعلام خواهيم كرد.

Tehran Times

Does Sarkozy still have an ace up his sleeve
Hojjatollah Ayyubi

On Line: 27 January 2012 17:56
In Print: Saturday 28 January 2012
PDF     Print     E-mail
Font Size Larger Font Smaller Font
French President Nicolas Sarkozy is facing tough challenges as he prepares for the April 22 presidential election.

Sarkozy has lost his credibility among the elites of France’s right wing, which has led to massive criticism by his rivals in the Union for a Popular Movement (UMP).

The mainstream right wing has traditionally been represented by one prominent figure in the presidential election.

However, Sarkozy’s popularity is plummeting in his own party.

The conservatives of France are still enchanted by Jacques Chirac, who successfully led the party through various ups and downs for decades.

In his autobiography, Chirac attacked his successor, describing Sarkozy as “irritable, rash, overconfident and allowing for no doubt, least of all regarding himself.”

He also criticized Sarkozy’s attitude to the poor and his military record and described his Socialist rival in the 2012 elections, Francois Hollande, as a “true statesman”.

Former French foreign minister Dominique de Villepin, who rose through the ranks of the French right as one of Chirac’s protégés, has also joined the race for the presidency, which is a direct challenge to his longtime rival Sarkozy.

Meanwhile, Socialist Party candidate Francois Hollande, who is the main challenger to the incumbent, now has a very good chance to become president. He has made powerful speeches and calculated moves, and his campaign is benefitting from the rising animosity toward Sarkozy.

In another development that could spell trouble for Sarkozy, French far-right candidate Marine Le Pen, the daughter of the infamous Jean-Marie Le Pen, is seeking to present a softer image in the upcoming presidential election in order to bring her party, the National Front, into mainstream French politics.

The recent Standard & Poor’s downgrade of France’s triple-A credit rating has also created many problems for the incumbent president on the domestic front. A recent poll found 68 percent of French citizens believe the downgrade of the country’s credit rating will be a serious setback for Sarkozy. The move will have a huge impact on Sarkozy’s prospects for winning the presidential election because French opposition parties will cite it in their criticism of Sarkozy and his economic policies.

Although the future looks bleak for the French president and his UMP party, Sarkozy has always had an ace up his sleeve in difficult times. So now, everyone is waiting to see if he can play one more winning card.

Hojjatollah Ayyubi is a professor of French Studies at the University of Tehran’s Faculty of World Studies and formerly served as Iran’s cultural attaché in Paris.

Template Design:Dima Group